شنبه 7 خرداد ماه 1390
پسر قشنگ و نازم باز هم یه شنبه خوب از راه رسید و خبر بزرگ شدن تو رو بهمون داد ....امروز 7 خرداد ماهه و تو پسر یکی یدونه مامان و بابا 9 ماهه شدی.پارسال همین موقعها بود که پسر کوچولوی من فقط 25 هفته اش بود و داشت روز به روز رشد میکرد ولی امسال یه پسر ناناز 9 ماهه است که کلی رشد کرده و بزرگ شده . هر روز واسه مامان و باباش کلی شیرین کاری میکنه ....اما....چه زود داره این روزهامون میگذره و به خاطره تبدیل میشه
سوم خرداد هم روز مادر بود ....اولین روزی که من هم مادر بودم.... روزی که فقط و فقط اسم زیبا و مقدس مادر رو به خاطر وجود پاک تو رو من گذاشتند ....کیان نازم ممنون که باعث شدی معنای قشنگ مادر بودن رو بفهمم
بیست و دوم خرداد هم قراره من و تو با هم و بدون بابا یاسر واسه اومدن خاله مریم بریم تهران .....ولی وای که چقدر دلمون واسه بابا یاسر تنگ خواهد شد
حالا میخوام چند تا از عکسای خوشگلت رو بزارم تا کمی حظظظظظظظظظظظ کنیم
روز تولد دختر دکتر سهروردی تو باغ
![]() |
| قربئن شلخته غذا خوردنت با اون خنده های شیطونت |
![]() |
| تو خودتی یه پا گلی مادر |
![]() |
| آب خوردن تو لیوان خودت |
![]() |
| یه خواب نازو گشاد |
![]() |
| فدات بشم من که عروسکت رو زیر سفره قائم کردی |
![]() |
| قربون اینقده خوشگل پوست هندونه خوردنت مادر |
![]() |
| الهی که من فدای تک تک اداهات بشم |







هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر