۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

هفته آخر

شنبه 6 شهریور ماه 1389

هفته آخر

چقدر زود به آخرین شنبه رسیدیم........به آخرین هفته....... یاد اولین هفته بارداریم می افتم ..... یاد اولین شنبه ..... شنبه هایی که پشت سر هم می اومدن و با خودشون خبر تموم شدن یه هفته خوب دیگه رو میدادن....... شنبه هایی که همیشه با جمله یاسر فلان هفته ام هم تموم شد به پایان میرسید ...... دلم برای این دوران قشنگم تنگ میشه خدا.....

امروز آخرین شنبه است و آخرین ویزیت...... ویزیتهایی که همیشه نشون میدادن که پسر گلم داره رشد میکنه و بزرگ میشه........
خدایا شکرت که ما رو تا اینجای راه همراهی کردی ..... این چند روز باقی مونده رو هم کمکم کن.......

2-3 روز هم هست که دردهای لیبر کاذبم شروع شده ..... خداییش خیلی درد دارن..... کاذبش که اینه وای به حقیقیش.......

امروز هم قراره که بالاخره تخت و کمدت رو بیارن تا وسایلت رو بچینیم.......
قربون پسر گلم بشم که داره آخرین روزهای تو شکم مامان بودن رو میگذرونه.

۱ نظر:

زهرا گفت...

خاله جونی ............یه دنیا تبریک .....تنهات گذاشتم ولی تنهام نذاشتی .........دوست دارم و ایشالله زایمان راحتی داشته باشی .بوس