۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

24 روز مونده

پنجشنبه 21 مرداد ماه 1389

24 روز مونده
امروز هم یه روز خوبه ......هم اولین روز ماه رمضونه و هم روز تولد خاله الناز....... و هم شروع ماه نهم بارداری و پا به ماه شدنممممممممممم
ماه رمضون امسال رو به خاطر وجود یه گل پسر ناز تو شکمم روزه نمیگیرم ........دیگه سحری ها تک و تنها از خواب بلند نمیشم تا سحری بخورم.......دیگه سفره افطار نمیچینم و ممنتظر صدای ربنا نمیشم .....   
همیشه و هر روز تغییرات زیادی تو زندگیمون ایجاد میشه که از به خاطر آوردن گذشته اش غصه مون میگیره ولی امیدوارم که همیشه این تغییرات،  اتفاقات خوب زندگی باشه مثل ماجرای این ماه رمضون که دلیل روزه نگرفتنهامون یکی از خوش آیندترین اتفاقات زندگیمونه.

و اما پا به ماه شدنمون و یه دنیا خاطره....... یه دنیا شُکر و یه دنیا ذوق
خیلی زود به ماه پایانی رسیدیم ... ماهی که تو همه برنامه ریزی هام آخرین بود و همش میگفتم تا رسیدن به اونجا خیلی راهه، ولی به یه چشم به هم زدن بالاخره به اون هم رسیدیم ......خدا رو شکر میکنم که این 8 ماه گذشته رو همراهمون بود و نذاشت که سختی ای بیاد و شیرینی این دوران رو برامون تلخ کنه .....

حالا تولد خاله الناز........خاله الناز جونم تولدت مبارک باشه و 100 سال عمر کنی و ایشالا که تولد نی نیت بشه......
دوست دارم حسابی.

امروز هم ساعت 4 بعد از ظهر قراره بریم دماوند ویلای آنجلا.......اولین روز ماه رمضون و اولین مهمونی افطار توی یه ویلای خوشگل و یه آب و هوای تازه.......

هیچ نظری موجود نیست: