جمعه 29 مرداد ماه 1389
16 روز مونده
امروز بالاخره با بابا یاسر از ساعت 11 تا 2 ظهر رفتیم خیابون بهار تا یه سری کم و کسریهای گنده رو هم بخریم........
برات یه وان خوش آب و رنگ حموم و یه لیف نرم و یه کریر ناز مکسی کوزی و یه گهواره خوشگل مامالاو و یه ماشین کنترلی ناناز و یه تمساح باحال تولو خریدیم.........به خاطر عجله ای که بابا داشت نتونستیم بیشتر از این بمونیم........ایشالا که از همه خریدایی که با عشق برات انجام دادیم خوشت بیاد گلم.......
16 روز مونده
امروز بالاخره با بابا یاسر از ساعت 11 تا 2 ظهر رفتیم خیابون بهار تا یه سری کم و کسریهای گنده رو هم بخریم........
برات یه وان خوش آب و رنگ حموم و یه لیف نرم و یه کریر ناز مکسی کوزی و یه گهواره خوشگل مامالاو و یه ماشین کنترلی ناناز و یه تمساح باحال تولو خریدیم.........به خاطر عجله ای که بابا داشت نتونستیم بیشتر از این بمونیم........ایشالا که از همه خریدایی که با عشق برات انجام دادیم خوشت بیاد گلم.......
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر