شنبه 9 مرداد ماه 1389
امروز هم بالاخره 34 هفته مامان سولی و گل پسرش تموم میشه ..........دیگه داریم به آخر راه میرسیم......آخر راهی که به یه فرشته کوچولو ختم میشه....
دوشنبه 4 مرداد هم من و بابا یاسر و گل پسری با هم رفتیم مسافرت تا کمی هوا بخوریم و دلمون شاد بشه........البته این مسافرت آخرین مسافرت دو نفری من و بابا یاسر بود . از این به بعد یه فرشته کوچولوی ناز هم همیشه و همه جا همراهمون خواهد بود......
با هم رفتیم جاده 2000 تو کلبه های چالدره........وای که چه حالی داد و چقدر خوشگل بود و چقدر خوش گذشت.......2 روز اونجا بودیم و چهارشنبه برگشتیم خونمون و اخرین سفر دو نفرمون هم به پایان رسید......
امروز عصر هم قراره که با مامان بزرگ بریم تخت و کمدت رو سفارش بدیم......ولی خداییش از بس فکرکردم تخت و کمدت رو چه رنگی بگیرم خل شدم .......مامانات 8 ماهه که داره تحقیق میکنه وکم کم دیگه واسه خرید کردن دیر شده ولی تو این هفته همه خریدات رو میکنم گلم......
امروز هم بالاخره 34 هفته مامان سولی و گل پسرش تموم میشه ..........دیگه داریم به آخر راه میرسیم......آخر راهی که به یه فرشته کوچولو ختم میشه....
دوشنبه 4 مرداد هم من و بابا یاسر و گل پسری با هم رفتیم مسافرت تا کمی هوا بخوریم و دلمون شاد بشه........البته این مسافرت آخرین مسافرت دو نفری من و بابا یاسر بود . از این به بعد یه فرشته کوچولوی ناز هم همیشه و همه جا همراهمون خواهد بود......
با هم رفتیم جاده 2000 تو کلبه های چالدره........وای که چه حالی داد و چقدر خوشگل بود و چقدر خوش گذشت.......2 روز اونجا بودیم و چهارشنبه برگشتیم خونمون و اخرین سفر دو نفرمون هم به پایان رسید......
امروز عصر هم قراره که با مامان بزرگ بریم تخت و کمدت رو سفارش بدیم......ولی خداییش از بس فکرکردم تخت و کمدت رو چه رنگی بگیرم خل شدم .......مامانات 8 ماهه که داره تحقیق میکنه وکم کم دیگه واسه خرید کردن دیر شده ولی تو این هفته همه خریدات رو میکنم گلم......
