شنبه 18 اردیبهشت ماه 1389
پسر قشنگم
با تموم شدن امروز................ شش سال از یکی شدن عشق مامان و بابا; و حک شدن این عشق قشنگ تو دلاشون میگذره................اما امروزمون با امروزهای هر سالمون فرق داشت..................امروز امسالمون، بهاریتر از هر سال بود............. چون تو پسر قشنگم، با قدم گذاشتن به زندگیمون، این بهار رو برامون بهاریتر کردی..............
امیدوارم که با پا گذاشتنت به این دنیا، هر روزمون رو مثل امروز برامون بهاری کنی..........
امروز یه کار دیگه هم کردیم..............همه با هم واسه پختن آش پشت پای مامانی و بابایی رفتیم خونه دایی علیرضا و حسابی خوش گذروندیم................تو هم تو دل مامان داشتی حال میکردی و شیطنت میکردی.
فدای تو گل پسری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر